علیرغم وجود صدها باب کباب پزی در شهر بناب ذهنیت من از کباب هایش کبابهایی چرب و آغشته از پیاز بود که حدود دو سال قبل با راهنمایی یک نفر اهل بناب به یک کباب پزی این ذهنیت جایش را به کبابهایی خوشمزه و به یاد ماندنی داد.آدرس بناب به طرف عجب شیر میدان بسیج کباب پزی گلشهر به مدیریت آقا رضا.به چندین بار رفتنش می ارزد. کیفیت و احترام به مشتری از عواملی است که باعث می شود من مشتری بنشینم و تبلیغ یک کباب پز اهل بناب را بکنم . فاصله از هشترود 115 کیلومتر.


مسیر ما به نحوی است که با گذر از شهرهای ملکان-میاندوآب به شهر زیبای مهاباد رسیده و از آنجا با طی مسیری پر پیچ و خم و نسبتا خطرناک به طول 125 به شهر زیبای سردشت خواهیم رسید اولا اینکه خود شهر مهاباد با بهره مندی از غار آبی سهولان بازارچه های مرزی و بازار تاناکورا و نیز سد زیبایش ارزش آنرا دارد که در اولویت یک سفر دو روزه قرار گیرد و چون من قبلا این شهر را گشته ام با اندکی استراحت در نزدیکی های سد به ادامه مسیر پرداختم:


مجسمه کوهنورد در ابتدای راه مهاباد به سردشت :


مسیر 120 کیلومتری مهاباد به سردشت مسیری پر پیچ و خم و خطرناک که دارای یک گردنه به نام زمزیران نیز می باشد می تواند یک مسیر مفرح برای یک رانندگی آسوده باشد و بعد از 50 کیلومتر که جنگلهای تنک کردستان نیز شروع می شود پر است از نماهای دیدنی و چندین اتراق جنگلی در حاشیه جاده.

پس از طی 100 کیلومتر نرسده به ربط تابلوی چشمه ی کانی گراوان خودنمایی می کند که با طی 2 کیلومتر جاده خاکی به طرف غرب و در میان درختزارهای جنگلی چشمه ی کانی گراوان رویت می شود 

وضعیت پوشش گیاهی منطقه در مرداد ماه :

محل جوشش چشمه که اوج هیجان و جنبش را به انسان ارزانی می کند:

و جالب اینکه مراجعین با کندن راههای آبی در روی سازه باعث می گردند که آب هدر نرود! و باعث پیشرفت سریع سازه ی این چشمه می گردند .

نوک سازه و راههای آبی آن :

و چند عکس از نماهای مختلف:

 


خلاصه بعد از شهر ربط به طرف سردشت ادامه مسیر دادیم یک پل فلزی تک مسیره راه ما را از ادامه مسیر به طرف بانه جدا می کرد و پس از طی 10 کیلومتر سه راهی سردشت و پیرانشهر ادامه مسیرمان را مشخص کرد.

البته به روایت دوستان مسیر پیرانشهر به سردشت یکی از زیباترین مسیرهاست و بهترین فصل این گردش اردیبهشت ماه می باشد.

پس از عبور از وسط شهر سردشت و طی 8 کیلومتر جاده پرپیچ و خم و کوهستانی محدوده آبشار شلماش رویت می گردد. با توجه به اینکه ما بعد از غروب آفتاب به شلماش رسیدیم بازدید از آبشار را به فردا صبح موکول کردیم و پس از آماده سازی چادر جهت اتراق و صرف شام به استراحت پرداختیم.

در ضمن با توجه به دور از دسترس بودن منطقه و عدم وجود مامورین محترم گشت ارشاد پس از ساعت 10 شب بساط رقص کردی و آذری برپا گردید من یک رقص میگویم شما یک رقص می شنوی :بساط ساب ووفر آمپلی فایر و رقص نورهای مختلف به حدی کامل بود که نگو. ( قابل توجه بعضی دوستان که دنبال یک بهانه می گردند که یا خودشون را لوس کنند یا به من توهین کنند می توانند از این قسمت استفاده کنند)

آبشار شلماش در مسیر رود زاب کوچک قرار گرفته با 3 طبقه بلند و با پایین رفتن از پله ها به ابتدای هر طبقه و در آخر به کف آبشار می رسید.


پایین رفتن از 400 پله شاید کار آسانی باشد ولی برگشتش با آن پله های گاها بلند پدر آدم را در می آورد علی الخصوص که بچه هم هراهتان باشد-نگویید نگفتی

پوشش گیاهی منطقه:

طبقه اول آبشار :

طبقه دوم آبشار :

محل ریزش آب طبقه سوم آبشار :

و در آخر شما را دعوت می کنم به رویت استعمار خشن و وحشی مستقر در چشمان یک دختر کوچولو:

لينك مطلب :

http://8ertebat.blogfa.com/post-132.aspx