زندگینامه ملا کریم فدایی
به من چی؟؟؟؟
كه مردم شین و گریانت به من چی؟
كه گوڵ چوو، ئاوی بارانت به من چی؟
له سه ر ته رمی منی عاشق به قوربان
ئیتر زولفی په رێشانت به من چی؟
له هۆده ی ماته م و غه مدا كه سووتاوم
سه فایی باغ و هه یوانت به من چی؟
كه هێلانه ی شه هێنی دڵ خرا بوو
قهدی سه روی گوڵستانت به من چی؟
به پاییز پووشی ویشكی ته ن كه فه وتا
به هاری لێوی خه ندانت به من چی؟
كه مانگی به ختی من رووی نا له كه سری
تریشكه ی رۆژی كوڵمانت به من چی؟
به كاسی غه م دڵم شێواو و كاسه
شه ڕابی سافی فینجانت به من چی؟
كه تووشی له شكری ده رد و خه فه ت بووم
ده وایی ده رد و ده رمانت به من چی؟
كه په یدا بوو شه وی تاریكی دووریت
ده سی مووسایی عیمڕانت به من چی؟
له شم گه ر كه وته مه یدانی نه بوونی
له وه دا باسی لوقمانت به من چی؟
كه بڕوا نووری بینایی له چاوم
جوانی ره نگی باغانت به من چی؟
له نێو چاڵی غه می تۆد ا كه گیرام
جوانی ده شت و كێوانت به من چی؟
«فیدایی» گه ر نه ما ، بۆ ته عزیه ی
ئه وده م و لێوی غه زه لخوانت به من چی؟
{زندگی نامه}
ملا كریم پسر اسماعیل و آمان خانم میباشد كه اصل و نسب پدرش به طایفه « بامه ڕه » ومادرش به
طایفه «جاف» میرسد. سال (۱۳۴۸ه ق ۱۳۰۷ش) در روستای« سی سێر» یكی ازروستاهای منطقه سردشت چشم به جهان گشود.
استاد فدایی با خانواده پدریش به روستای «كانی ره ش» یكی از روستاهای مهاباد كوچ میكنند.
در این روستا به دلیل به وجود آمدن اختلاف با صاحب زمین مجبور به اسباب كشی میشوند.
استاد فدایی در این روستا نزد «ملا عبدالله خندانی» قرآن را فرامی گیرد. سپس كتابهای (جرم بخش، اسماعیل نامه، ناگهان، عقیده و باب اول گلستان سعدی) را نزد ملا عبدالله میخواند.
سپس به دلیل اختلاف با یكی ازخانوادههای روستا و برای جلوگیری از تشدید اختلاف بار دیگر
مجبور به كوچ شدند، این بار به موطن اصلی خود روستای «سی سێر» برگشتند.
در روستای «سی سیر» نزد مدرس حجره «ملا سید حسین حسینی» رفته و كتاب گلستان سعدی را
تمام كرد. آنگاه خواندن درس علمی و عربی را نزد استاد آغازنمود. ایشان كتابهای « تصریف زنجانی» و «عوامل» و «انموضج» را تمام كرد. اماهنوز كتاب «انموضج» را تمام نكرده بود كه پدر بزرگوار
ایشان دار فانی را وداع فرمود. ولی استاد فدایی با عنایت به علاقة وافری كه به فراگیری داشت،
دست ازتحصیل علم برنداشت و كتابهای «اظهار» و «تصریف ملا علی» و «وضع و استعاره جامی» را تمام كرد و آنگاه خواندن كتاب «سیوط» را شروع كرد ولی همیشه آرزوداشت برای فراگیری بیشتر از روستای «سی سێر» به جاهای دیگری برود. برای همین منظور به روستای «سیوچ» یكی از روستاهای شهرستان بانه میرود و در آنجانزد «ملا ابراهیم» «سیوط» را تمام كرد. در جریان آتش سوزی شهرستان بانه و هرج ومرج روستاهای دور و بر به دلیل آمدن «محمد رشید خان» به بانه، ناچار به بازگشت به روستای «سی سێر» شد و نزد «ملا عبدالرحمن سی سیری» اكثر كتابهای علمی راتمام كرد. آنگاه به روستای «هند آباد» یكی از روستاهای سردشت میرود ومدتی در خدمت «ملا حسن حزینی» مانده و سپس نزد «قاضی علی» در سردشت میرود و مدت ۶ ماه نزد ایشان تلمیذی میكند. بار دیگر استاد فدایی برای افزایش علم و دانش خود روش حركت و تجربه راسرلوحه كار خود قرار میدهد.
این بار راه روستای «تورجان» یكی از روستای مكریان را در مینوردد و نزد«ملا عبدالله محمدی سوتویی » كتاب «گه له نبه وی برهان» را تمام كرد.
در همانموقع چون حجره «نمه شیر» از روستای اطراف بانه، تقریباً خالی شده بود، نزد مدرس حجره «ملا احمد حیدری» میرود و كتابهای «جمع الجوامع» و«تشریح» و «رساله حساب و تذهیب» را نزد ایشان میخواند. و در همانجا اجازه «افتا» و ارشاد را گرفته و در سال (۱۳۷۳ ه ق ـ ۱۳۳۲ ش) یعنی در سن ۲۵ سالگی بصورت رسمی كارنامه افتا را از دست «ملا احمد حیدری» میگیرد و به موطن خود روستای «سی سێر» برگشت و از انجا به روستای «نستان» كه در همسایگی زادگاهش بود، میرود و مدت ۵ سال در این روستا پیشنماز و مدرس روستای «نستان» بوده است. آنگاه برای آخرین بار اسباب كشی میكند و به روستای« كاولان علیا» كه درست وسط جاده سردشت ـ مهاباد میباشد، میرود. اسباب این بزرگوار كلاً كتابهای ایشان بودند و لاغیر این بزرگوار تا آخر عمر خود در این روستا ماند و مشغول تدریس، تحقیق، كارهای ادبی و... شد.
استاد فدایی بعد از یكسال تحمل رنج ناشی از سرطان ریه، ساعت ۱۱:۳۰ شب پنج شنبه پنجم فروردین ماه سال ۱۳۷۲ شمسی، شب عید سعید فطر (رمضان) سال ۱۳۷۲ شمسی چشم از جهان فرو بست.
مقبره این ادیب و استاد عالی مقام درروستای «كاولان علیا» میباشد.
این بزرگوار مدت ۳۰ سال در روستای «كاولان علیا » ماندگار شده و در آنجا ازدواج نموده است كه حاصل این ازدواج ۴ پسر و ۲ دختر میباشد.
از این عزیز آثارگرانقیمت زیادی مانده و متأسفانه به اعتراف خودش بسیاری از آنها در طول زندگیش از بین رفتهاند از جمله ۳۰۰ شعر كه ایشان روی آن كار كرده و بدلایلی نابود شدهاند. حاصل عمر ادبی استاد،موارد زیر هستند که هر یک در چند سطر تا اندازه ای معرفی می شوند و نمونه ای از اشعار آورده می شوند:
۱ ـ لاس و خزال: یك داستان فولكولوری كردی است در ۳ دفتر و ۴۷۵۰ بیت شعر سروده شده است. استاد فدایی بعد از ده سال تمام پیگیری چند و چون این داستان زیبا و ارزشمند را به اتمام رساندند.
۲ـ تاریخ زندگینامه فدایی: سرگذشت استاد فدایی از دوره طفولیت تا سال ۱۳۵۷ شمسی میباشد كه در قالب ۱۰۰۰ بیت شعر آمده است. در آغاز کتاب،پس از یک نیایش دلنشین میگوید:
شه ویکی عاجز و په رت و وه ره ز بووم
وه کوو بولبول گرفتاری قه فه ز بووم
غه می زورم هه بوو بی شک له سه رشان
په شیو و دل بریندار و په ریشان
له ده ریایی غه می دلدار بوم
هه بو نا له م له بو عومری له ده س چووم
هنگامی که غرق این خیالات بوده ،ناگاه دلدار وارد اتاقش می شود و:
که په یدا بوو سلاوی لیده کردم به ئاوازی
دل و دینی بردم به چینی چه تری پرچینی
کراسی منی دانا له سه ر جیگا به کاسی
له چاوم ئاوی فرمیسک ده باری
به یارم کوت به گریان و به زاری...
۳ـ دمدم نامه: كه داستان تاریخی قلعه دمدم جنگ بین امیر خان برادوست ولشكریان شاه عباس صفوی در بیشتر ۷۰۰۰ بیت شعر سروده است كه توسط استاد گرامی جناب آقای سید محمد صمدی با مقدمه و تصحیح این بزرگوار به چاپ رسیده است.
۴ ـ كلیات فدایی: مجموعه اشعار (غزلیات به ترتیب حروف الفبا در حرف آخرتا قافیه) تخمیس، بهاریه، ملمح و... به زبانهای فارسی و كردی. این دیوان شامل ۴۰۰۰ بیت شعر میباشد و
برای پایان ملمعی از فدایی وسعدی
روحمی بكه به حالم ئه ی شوخی كورده واری
كز بلبلان برآمد فریاد بی قراری
جه رگم برا به تیرت ئه و كاره كه ی ره وایه؟
مرهم به دست وما را مجروح می گذاری
گه رتوله كوری عاشق دابی ده بن هه مووگه ش
چون بر شكوفه بارد باران نو بهاری
عه ترت له باغه لی دا یا بونی میخه كانه؟
یا مشك در گریبان بنمای تاچه داری؟
گولغونچه كه ی وه كووتون گه رچی هه مووجوانن
تو در میان گلها ، چون گل میان خاری
مردم به داوی زولف وتیری موژه ی خه ده نگت
ان میكشد به زورم این میكشد به زاری
پرچت كه مه ندی ملمه پیم وایه من
كه مردن دربند خوبرویان خوشتر كه رستگاری
به زمانی چه ور وشیرن گیان و دلت ستاندم
چون مهر سخت كردم سست آمدی به یاری
ماچم نه كرد لیوت داخم گرانه چه بكم ؟
کاین عمر صرف كردم اندر امیدواری
چاره ی غه می فیدایی ماچی له رووی یاره
درمان درد سعدی با دوست سازگاری