کردستان ایران (سفرنامه شماره۳)

برای دو روز هم که شده بازم زدم بیرون 

این روزا دنبال بهونه ایم که فقط بزنم بیرون 

زندگی خیلی برام یکنواخت شده 

امسال با مشغله هایی که داشتم کمتر تونستم به سیر و سیاحت بپردازم 

به نظر من گردش جزو حیات آدمیزاد هست و هر چند وقت یه بار باید از چرخش زندگی ماشینی خارج شد 

قصد سفر به سرزمین کردستان کردم 

قبلا بارها رفته بودم 

من برعکس خیلی ها که مقصد مسافرتشون اکثرا شمال کشوره 

 بیشتر دوست دارم غرب کشور مقصدم باشه 

با کوله باری از آذوقه و یه ماشین سر حال راه کردستان رو به سمت جنوب در پیش گرفتیم 

از شهرهای مهاباد - نقده گذشته به پیرانشهر رسیدیم

آفتاب تابستان و بعد مسافت     خستمون کرده بود 

خواستیم شب رو بمونیم پیرانشهر 

ولی وقتی در یافتن مهمانخانه ای عاجز ماندیم پس از خرید از بازار مرزی شهر و صرف ناهار شهر رو به مقصد سردشت ترک کردیم

بعد از طی جاده های پر پیچ و خم و البته با صفا و دیدنی که طبیعت منطقه دشواری مسیر را در خود هضم میکرد به شهر سردشت رسیدیم 

شهری زیبا و محزون 

حزن بمباران شیمیایی عراق همچنان در شهر حس میشد 

شب را در سر پناهی خوب سحر کردیم 

بعد از خوردن صبحانه رفتیم سراغ آبشار سردشت که قصد سفر بیشتر بخاطر آن بود 

از آبشار شلماش هر چه بگویم کم گفته ام   

آبشاری زیبا در دل جنگلها و کوهستانهای بکر و زیبا 

ای کاش برای چند روز میتونستیم اونجا بمونیم 

با جذابیتی که آبشار داشت تا نزدیکی های ریزش آب رفتم 

صدای غرش آب هم وحشتناک بود هم زیبا 

وقتی برگشتم بچه ها میگفتند از ترس خیلی  داد زده بودند و صدام زده بودند که جلوتر نرم ولی نشنیده بودم   

عکس پایین رو  درست از همون نقطه و از زیر آبشار گرفته ام 

خستگی سفر بدر شده بود 

دانه های آب با خنکی خاصی به صورتم کوبیده میشدند 

حیفه یک ایرانی این نقاط از وطنش رو نبینه که البته خیلی زیاد هستند 

ایران واقعا زیباست کردستان - آذربایجان - شمال - کویر - دریا - کوهستانهاش -  وجب به وجبش 

با اصرار همسفران و با توجه به راه دراز در پیش بعد از ناهار از این طبیعت زیبا دل کندیم و راه های پر پیچ و خم را برای برگشت در پیش رو گرفتیم 

در چندین سفرم به کردستان نجابت و گرمی و صمیمیت کردها بیشتر مورد توجه من قرار گرفته 

شاید عده ای خوششون نیاد بگم که  این کردها از نجیب ترین و صافترین مردمان ایران زمین هستند  

و در آخر باید بگم  فقط یه چیز در این مسافرتم منو رنجیده کرد

اونم اینکه هر جا پای آدمی به طبیعت بکر باز شده متاسفانه جای پای اون به زشتی نمایان شده  وقتی در طبیعت زیبای آبشار زباله ها زیبایی اونو لکه دار میکنه دل هر انسان زیبا دوستی خدشه دار میشه 

واقعا چرا نباید رعایت کنیم؟!!!!!!

 

لینک خاطره این وبلاگ نویس گردشگر از آبشار شلماش سردشت :

http://khateratebarani.blogsky.com/1389/03/13/post-29/